شهر بی یار

سخن بی تــــــــو مگر جای شنیدن دارد؟!
نفس بی تــــــــو کجا نای دمیدن دارد؟!
علت کوری یعقوب نبی معلوم است!
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!

سخن بی تــــــــو مگر جای شنیدن دارد؟!
نفس بی تــــــــو کجا نای دمیدن دارد؟!
علت کوری یعقوب نبی معلوم است!
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!
از انتظار پنجره تجلیل میشود
تا کی سکوت و خلوت این کوچههای سرد
بر چشم های پنجره تحمیل میشود؟
آیا دوباره مثل همان سالهای پیش
امسال هم بدون تو تحویل میشود؟
بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل میشود
«آنروز هفت سین اهورایی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل میشود»
واقعا آدم امام زمانی عجیبی بود. در این پست سخنرانی آقای دانشمند رو
براتون آماده کرده ام که در این سخنرانی خاطره ای عجیب درباره مرحوم کافی
تعریف می کند.
توصیه اکید می کنم حتما گوش بدید خیلی مهمه و آموزنده.
برای شادی روح شهید کافی صلواتی را هدیه کنید
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
(بهلول حبیبی زنجانی)
از
طرف مرحوم آيت الله العظمى حاج "سيد محمد شيرازى(رحمةاللهعليه)" ،
حسينيهاى در ايالت واشنگتن آمريكا، به نام حسنيهى «الرسول الاْءعظم( صلي
الله عليه و آله )» تأسيس شده است. دههى فاطميه در اين حسينيه مراسم
عزادارى براى حضرت زهرا (سلام الله عليها) برپا و در شبهاى جمعه، مراسم
دعا و توسل و قرائت حديث شريف كساء برقرار است. يكى از روحانيان بزرگوارى
كه از سوى بيت آيت الله العظمى شيرازى، در آن مركز بزرگ دينى، انجام وظيفه
مىكند، نقل كرده است: روزى در يكى از خيابانهاى واشنگتن، پشت چراغ قرمز،
منتظر آزاد شدن راه بودم. در اين هنگام يك خانم بى حجاب، با گريهى شديد،
به طرف اتومبيل من آمد و گفت: حاج آقا! شما ايرانى هستيد؟ گفتم: بله.
گفت:
التماس دعا دارم؛ من يك جوان نوزده ساله دارم كه به سرطان خون مبتلا و در
بيمارستان بسترى است، حالش هم بسيار بد است. در جواب آن خانم گفتم: «شب
جمعه به حسينيهى رسول اعظم( صلي الله عليه و آله ) بياييد و در مجلس حديث
كساء شركت كنيد، تا به بركت توسل به حضرت زهرا (سلام الله عليها) مشكل شما
مرتفع شود». آن خانم شب جمعه به حسينيه آمد و دعا كرد. از قندهايى كه براى
تبرك در جلسهى حديث كساء به حاضران داده مىشد و قدرى شُلهزرد نذرى به آن
خانم دادم و گفتم: از اينها قدرى به جوان سرطانى خود بدهيد. وى در جواب
من گفت: پسرم نمىتواند چيزى بخورد. از او خواستم كه حتى اگر شده يك ذره از
اين شلهزرد را در دهان او بگذارد.
دو روز بعد ديدم كه خانم گريهكنان
به حسينيه آمد. اول خيال كردم كه جوانش فوت كرده؛ خواستم به او تسليت
بگويم، ولى او هنگامى كه نزديك شد، رو به من كرد و پس از سلام گفت: حاج
آقا، وقتى مقدارى از آن شلهزرد را در دهان جوان گذاشتم، فوراً چشمش را باز
كرد و حالش خوب شد. پس از آن، پزشكان بيمارستان براى بررسى حال او جلسهى
مشورتى تشكيل دادند و در نهايت اظهار داشتند كه حضرت مسيح(عليه السلام) او
را شفا داده است؛ ولى من به آنها گفتم كه به يقين، او شفـا يـافتهى امام
حسين(عليه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حديث كساء است.
آن
خانم در نوبتهاى بعد با حجاب اسلامى، در جلسه حديث كساء شركت مىكرد و
جريان زندگى خود و شفا يافتن فرزندش را براى حاضران تعريف مىكرد و مىگفت:
من مسيحى بودم؛ بيست سال قبل به هنگام حاملگى در ايران حضور داشتم، شوهرم
را از دست دادم و پس از آن به آمريكا آمدم. در ايران، تبليغات هيچ يك از
علماى بزرگ نتوانست مرا مسلمان كند؛ ولى امروز به بركت امام حسين(عليه
السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حديث كساء مسلمان شدهام. وى مرتب
بر اين جمله تـأكيـد مـىكـرد كـه حـديـث كسـاء و حضرت زهرا (سلام الله
عليها) مرا به سوى اسلام هدايت كرده است(20)
[20]ـ موحد ابطحى، مير سيد حجت/ كرامات و عنايات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و نهضت فاطميه/ ص 285- 287
يكى از رمزهاى بزرگ حديث كساء، معرفى جايگاه والاى حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است. در بخشى از حـديـث، زمـانى كه جبرئيل امين از خداوند متعال مىپرسد اين پنج نفرى كه اين همه فضائل دارند و آسمانها و زمين و همهى موجودات به بركت وجود آن بزرگواران خلق شده، چه كسانى هستند؟ خداوند پاسخ مىدهد: «هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعلُها وَبَنُوها»: «آنان: فاطمه، پدر، شوهر و فرزندانش هستند». اين عبارت نشان دهندهى جايگاه والا و شناخته شدهى حضرت زهرا (سلام الله عليها) در آسمانها و در ميان فرشتگان الهى است.
امام صادق(ع) فرموده است: فَلْیقُمْ و لْیطْلُب من الله تعجیلَ فَرَجَه، یعنی: پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب کند.
همچنین از امام رضا(ع) نقل شده است: وضع الرضا(ع) یده علی رأسه و تواضع قائماً و دعا له بالفرج؛ یعنی: امام رضا(ع) دستش را بر روی سرش قرار داد و متواضعانه ایستاد و برای فرج او دعا کرد.
از این دو روایت، معلوم میشود هنگام برده شدن نام مبارک امام زمان(ع) مطلوب است که برخاسته و برای فرج آن حضرت دعا کنیم. البته در روایت اول برخاستن را ویژه زمانی میداند که لقب قائم ذکر شود، و فقط بلند شدن و دعا کردن را میرساند. اما روایت دوم، لقب خاص را نمیرساند، بلکه هرگاه یادی از امام شود، برخاسته و دعا میکنیم و نیز علاوه بر این در روایت دوم، دست روی سر نهادن نیز بیان شده است.
امام صادق(ع) سبب این عمل را چنین فرموده است: زیرا غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت امام به کسانیکه دوستش دارند، زیاد است، هرکس او را به این لقب (که اشاره به دولت ایشان دارد) یاد کند، امام به او نظر میکند، و از جمله چیزهایی که نشانه تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه کردن مولایش به او است.
از این روایت معلوم میشود، برخاستن، نشانه تعظیم و احترام و بزرگ شمردن امام است، و در مورد روایت دوم نیز هر چند کلام امام نیست، اما برداشت راوی (به عنوان کسی که حاضر در مجلس است) همین تواضع است. راوی میگوید: و تواضع قائماً، یعنی از باب تواضع، امام(ع) بهپا خاستند. پس برای بزرگ شمردن امام، و کوچک انگاشتن خود، چنین عملی انجام میشود.
بیاییم به نیابت حضرت عباس علیه السلام این دعا را بخونیم
و امیدوار باشیم که انشاء الله ظهور کند
فرشته از شيطان پرسيد : " بزرگترين حربه ات براي فريب انسانها چيست ؟ " ، شيطان گفت : " به آنها مي گويم هنوز فرصت هست "...
شيطان از فرشته پرسيد : " تو براي اميد دادن به انسانها چه مي گويي ؟ " ، فرشته گفت : " به آنها مي گويم هنوز فرصت هست "
پاسخ: در اينکه آن حضرت را با کنيه يا يکى از القاب شريفش مانند: حجت، قائم، مهدى، صاحب الزمان وغيره، ياد کنيم، شک وترديدى در جواز آن نيست. ليکن در اينکه آيا مى توان به نام اصلى حضرت، يعنى (م.ح.م.د) تصريح کرد يا نه، در بين علماى شيعه اختلاف نظر است.
واما تحقيق سخن در اين باره اين است که ياد نمودن نام شريف معهود آن حضرت بر چند گونه متصور مى شود:
1- ياد کردن آن در کتابها، که در جايز بودنش ترديد نيست، زيرا دلايل منع شامل آن نمى شود، ونيز شيوه علماى صالح وعامل از زمان کلينى تا کنون بر اين بوده که نام آن حضرت را در کتابهاى خود ذکر کرده اند، بدون اينکه کسى بر آنان اعتراض نمايد.
2- ياد کردن نام آن حضرت با اشاره وکنايه، مانند اينکه گفته شود: اسم او، اسم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) است، وکنيه اش، کنيه آن حضرت مى باشد. واين نيز جايز است، به همان دلايلى که در گونه اول گذشت. به اضافه روايات متعددى از طرق شيعه وسنى از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) که در آنها تصريح فرموده است: (مهدى از فرزندان من است. نام او نام من وکنيه اش کنيه من مى باشد).(2)
لازم به ذکر است که جايز بودن در اين دو مورد مذکور به غير حال ترس اختصاص دارد، زيرا ترس، از جمله عناوين عارضى است که مايه حرام شدن هر جايزى مى گردد.
3- ياد کردن آن حضرت در دعا ومناجات که ظاهرا در اين مورد نيز جايز است.
4- ياد کردن آن حضرت در مجامع وغيره به طور سرى وبه عنوان درد دل، که در اين صورت نيز جايز است، زيرا دلايل منع از اين قسم منصرف است، پس اصل جواز ودلايل جواز بدون معارض باقى مى مانند. ضمن اينکه در روايت نبوى آمده: (اوست کسى که نامش به طور آشکارا پيش از قيامش نبرد مگر کافر به او).(3)
5- ياد کردن اين اسم شريف در مواقع ترس، مانند: محافل ومجالس دشمنان دين که تقيه با آنان واجب است، ودر حرمت اين نوع هيچ اختلافى وجود ندارد چنانکه در روايات متعددى بر اين حرمت تصريح شده است.
6- ياد کردن نام آن حضرت در مجالس ومجامعى که ترس وتقيه اى در آنها نباشد. اين مورد است که معرکه آرا وجاى بحث وگفتگو است. بعضى گويند: اخبار گوناگونى در دست است که دلالت بر حرمت اين نوع دارد.
از جمله روايات، اين است که امام هادى (عليه السلام) فرمود: (جانشين بعد از من پسرم حسن است، پس چگونه خواهيد بود در جانشين پس از جانشين؟
راوى مى گويد: عرض کردم: خداوند مرا فداى شما گرداند، چرا؟ فرمود: زيرا که شما شخص او را نمى بينيد وبردن نامش براى شما روا نيست. گفتم: پس چگونه او را ياد کنيم؟ فرمود: بگوييد حجت آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)).(4)
ونيز در توقيع شريف آن حضرت است که: (ملعون است ملعون است کسى که در محفلى از مردم اسم مرا ببرد..).(5)
وعده اى گويند: منظور از حرمت نام بردن اسم صريح امام، در مورد تقيه است. زيرا رواياتى داريم که به جهت جايز دانستن ذکر نام آن امام، در مقابل روايات حرمت قرار دارند، وتنها راه جمع بين روايات حرمت وجواز همين است. ودلايل ديگرى هم مى آورند که منطقى مى نمايد.
در اين رابطه عالم بزرگ تشيع، على بن عيسى اربلى گويد: فتواى من اين است که منع تلفظ به نام مهدى (عجل الله فرجه) از روى تقيه بوده است، ولى اکنون اشکال ندارد.(6) همان گونه که محدث کبير شيخ حر عاملى در وسايل الشيعه اختيار کرده است.
پس با آنچه گذشت مى توان گفت: ذکر نام شريف حضرت مهدى (عليه السلام) که عبارت از امام محمد فرزند امام حسن عسکرى عليهما السلام مى باشد، در امثال زمان ما که تقيه لازم نيست، جايز است.(7)
عوامل عدم استجابت دعا چیست؟
دانلود - 348 کیلوبایتدر آيه 53 سوره نجم به شهرهاي قوم لوط اشاره مي كند در حالي كه در آيات ديگر به شهر قوم لوط يا ديار قوم لوط اشاره مي كند مي توانيد مشخص كنيد اينها در يك شهر زندگي مي كرده اند يا شهرهاي بوده كه اينها در ان زندگي مي كرده اند. خيلي ممنون مي شم اگه جواب بدين
قوم لوط چهار قریه داشتند 1- عامور2-ذادوما3-صبوایم 4-سدوم
اشعارزیبا به محضر صاحب الزمان(عج)