دیشب شروع شعرهایم با غزل بود
یک بغچه مضمون از تو در زیر بغل بود
از هر کسی می خواستم می گفتم اما
شعر شما حی علی خیر العمل بود
آنقدر شیرینی که حتی جوهری که
نام تو را با آن نوشتم چون عسل بود
یک روز می آید کسی از قرنها قبل
. این جمله آرامش بین الملل بود
زیبا ندیده هر کسی مهدی ندیده
در خانه یوسف همین ضرب المثل بود
خورشید غیبت آفتاب در افول است
ای سوره آخر بیا وقت نزول است
این آسمان بی تو ندارد آفتابی
ترسم نباشم روزگاری که بتابی
ای دست معمار بزرگ آفرینش
بس نیست آیا این همه خانه خرابی
آقا بیا تا که نگویند این جماعت
افسانه ای افتاده در کنج کتابی
تو کیستی نوری سوار مرکب باد
من کیستم گرد و غباری بر رکابی
لیلا تو من مجنون تو یوسف من زلیخا
تو چشمه من تشنه تو آبی من سرابی
یک چندم علم تو در نزد عقول است
ای سوره آخر بیا وقت نزول است
این زلف باشد یا که در شب آبشار است
این شانه تو یا که عرض کوهسار است
این چشم باشد یا دو چشم نور و پاکی
این ابروان توست یا که ذوالفقار است
فرقی ندارد در زمستان یا که پاییز
روزی که تو از راه می آیی بهار است
پیراهنت کو تا ز عطرش زنده گردد
یعقوب چشمی که تو را چشم انتظار است
زیباترین ساحل لبان توست حتی
وقتی که کام خشکت آقا روزه دار است
ای ماه زیبای عرب وقت حلول است
ای سوره آخر بیا وقت نزول است
بگذار تا بین خیالاتم بمانم
تو میهمانی آمدی من میزبانم
خسته نباشی تازه از صحرا رسیدی
بگذار تا خاک عبایت را تکانم
از خاک زیر پایتان بهر تبرک
برداشته بر چشمهایم می کشانم
از راه دوری آمدی زحمت کشیدی
یک کاسه آبی شربتی چیزی که دانم
لب تشنه هستی آه حتما روزه داری
افطار را اینجا بمان دردت به جانم
هر چه بفرمایید ناگفته قبول است
ای سوره آخر بیا وقت نزول است
امروز روز گریه برای امام حسینه
امام صادق فرمود به محض اینکه میاد تکیه به خونه کعبه میده اول دو تا کلمه
خودش رو معرفی میکنه میگه علی یا اهل العالم انا قائم علی یا اهل العالم
انا سمسام المنتقم جمله سوم می فرماید علی یا اهل العالم ان جدی الحسین
قتلوه عطشانا آبش ندادند همه آبهای عالم مهر مادر منه هی گفت مردم جگرم
داره می سوزه . جمله سوم تموم نشده بلافاصله می فرماید علی یا اهل العالم
ان جدی الحسین ..... عریانا
قاتل حیا کن چشم مولا نیمه باز است
مهلت بده این آخرین راز و نیاز است
مگه نمی بینی صورتش رو خاکه مگه نمی بینی داره دعا میکنه
نامحرمان را دور سازید ای ملائک
یک بانوی قامت خمیده در نماز است
هر ناز که بفروشی من مشتری نقدم
اینک سر من بستان از بابت بیعانه