مولای من بیا

بیا که آینه ی روزگار زنگاری ست
بیا که زخم زبان های دوستان کاری ست
به انتظار نشستن در این زمانه ی یأس
برای منتظران چاره نیست ناچاری است
به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما
قبول طبع شما نیست کوچه بازاری است
چه قاب ها و چه تندیس های زرینی
گرفته ایم به نامت که کنج انباری است !
نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود
کنون بیا که بناهایمان طلاکاری است
به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم
تمام سال اگر کارمان عزاداری است
نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند
که کار منتظرانت همیشه بیداری است
به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو
پیام های پنهان و نهفته در برخی انیمیشنهای مشهور جهان:
تاکنون مهمترین انیمیشنهای تولید شده در جهان در شرکت های بزرگ انیمیشن سازی هالیوود همچون والت دیزنی، پیکسار، دریم ورکز، ام جی ام و یا شرکتهای ژاپنی تحت حمایت و هدایت سردمداران هالیوود نظیر نیپون، تاتسونوکو، سونی و…. تولید شده است.
هالیوود از زمان تشکیل خود تاکنون به شدت تحت نفوذ تفکرات صهیونیستی بود و این سرمایه داران صهیونیسم جهانی بودند که افکار برنامه سازان آن را هدایت میکردند. صهیونیسم حاکم بر هالیوود که هر روز تلاش دارد تا دامنه سیطره خود را بر شرکتهای دیگر فیلم و انیمیشن سازی با خرید سهام یا نفوذ بر افکار گسترش دهد هرچند اقتصاد و به دست آوردن درآمد را از مهمترین اولویتهای خود معرفی میکند، با مروری بر آثار تولیدی آنها به ویژه در بخش انیمیشن، این باور به شدت تقویت میشود که در پس این صنعت پول ساز، قطعا ایدئولوژی و تفکر خاصی نهفته که قرار است به کمک سرمایه و تکنیک در جهان گسترش یابد.
آنچه مسلم است این که از سالها پیش تاکنون، لابی صهیونیسم در هالیود، سیطره خود را در عرصه تولیدات کودک به شدت گسترش داده است. علاقه کودکان ما به داشتن تصاویر متعدد از شخصیتهای کارتونی والت دیزنی تا عروسکها و اسباب بازیهای شخصیتهای آنها، آنچنان شدید است که خرید آنها برای خانوادهها به یک عرف معمول و اجتماعی تبدیل شده است.
به عبارت دیگر، شرکتهای انیمیشن سازی، تنها برای همان ساعتی که کودکان ما انیمیشن تولیدی آنها را می بیند، برنامه ریزی نمی کنند، بلکه تلاش میکنند تا فکر و ذهن کودک را حتی در رختخواب شبانه و بازی های کودکانه اش متوجه رفتار و موضوع مورد نظر خود نمایند. از این روی، می توان گفت نه تنها کودکان معصوم، بلکه والدین هم نمی توانند تصور کنند در پی این زیبایی ها و لطافت، ممکن است یک جهان بینی خاص و خارق العاده با اهداف بلند مدت نهفته باشد که می خواهد، چهره فرهنگ های خاص جهان را به چهره ای واحد و مطلوب سرمایه داران صهیونیسم بدل کند.
این نکته انکارناشدنی است که یهودیت صهیونیست به یاری سرمایه های هنگفت (و البته اندیشه و برنامه ریزی دراز مدت) توانسته است در عرصه فرهنگ، گوی سبقت را از دیگر رقبای جهانی برباید و از این ابزار قدرتمند در راستای رسیدن به اهداف جهانی خود استفاده نماید؛ اما این نباید باعث شود که متولیان فرهنگ جامعه و رسانهها خود را بازنده بدانند و لااقل با تفسیر وتبیین این امور برای والدین وخانوادهها باعث ارتقای سطح آگاهی عمومی جامعه شوند.
در این نوشتار تلاش خواهیم کرد برای نمونه و تنها در حد چند سطر، اشاره ای داشته باشیم به محتوای پنهان برخی از آثار مهم انیمیشن جهان که همه ما و دست کم کودکان و همه ما با آنها آشنا هستند و ساعت ها از زندگی معصومانه خود را با آنها گذرانده اند.
بی گمان نقد و تحلیل هر یک از این آثار که از قضا به لحاظ تکنیکی بسیار قابل تأمل و گفت وگو هستند، فرصت بسیاری را می طلبد و می توان درباره هر یک از آنها ساعت ها به بحث نشست، لیکن هدف این نوشتار اشاره ای به اصل موضوع و تلنگری برای مخاطب (والدین آن آثار و چشم پوشی از نقاط قوت تکنیکی موجود در آنها تنها به تحلیل محتوای کوتاهی از این آثار با هدف نمایان کردن ایدئولوژی نهفته در آن بسنده کنیم و بر این باوریم وقتی این آثار را در کنار یکدیگر قرار می دهیم، هر یک همچون اجزای یک پازل بزرگ خواهند بود که در جوار هم فرهنگ صهیونیسم جهانی را تقویت کرده و ذهن کودک امروز را برای پذیرش تفکرات سلطه طلب صهیونیسم جهانی در آینده آماده می سازد:
نشانههای قبل از ظهور چیست؟
محمدبن مسلم میگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود:
«برای قیام قائم (ع) علامات و نشانههایی است که خداوند آنها را برای مؤمنان قرار داده است.»
عرض کردم: فدایتان شوم! آن علامتها و نشانهها چیست؟
فرمود:
«این که خداوند میفرماید: لنبلوکم یعنی شما را امتحان میکنیم منظور مؤمنان هستند که قبل از قیام امام زمان (ع) به ترس و گرسنگی و کمبود اموال و اولاد و میوهها امتحان میگردند، و فرمود: یعنی شما را به ترس از فلان پادشاهان در آخر حکومتشان و با گرسنگی به جهت گرانی و کمبود اموال به سبب کسادی تجارت و سود کم، امتحان میکنیم، و به نقص در جانها که به علت مرگهای ناگهانی پیش میآید و با کمبود میوهها که به سبب کمی زراعت و عدم برکت رخ میدهد، امتحان میکنیم.
در این هنگام آنان را که بر این مصایب صبر میکنند به تعجیل در فرج مژده بده.
سپس به من فرمود: ای محمد! این تأویل این آیه است که خداوند میفرماید: و تأویل آن را نمیدانند؛ مگر خداوند و آنان که راسخ در علم هستند.»
نشانههای حتمی ظهور
ثمالی میگوید: به امام صادق (ع) عرض کردم که امام باقر (ع) میفرمود: خروج سفیانی از امور حتمی است. امام صادق (ع) فرمود:
«آری، هم آن از امور حتمی است و هم اختلاف بنیعباس و هم قتل نفس زکیه و نیز ظهور قائم (ع) از امور حتمی است.»
عرض کردم: پس ندا چگونه خواهد بود؟
«منادی در اول روز از آسمان ندا میدهد: آگاه باشید که حق با «علی» و شیعیان اوست. شیطان نیز در آخر روز ندا میدهد: بدانید که حق با سفیانی و یاران اوست. در این هنگام باطلگرایان به شک و تردید میافتند.»
براي رسيدن به "جامعه مهدوي" چه بايد كرد؟
"معرفت
و شناخت ذات اقدس الهي" و "انتظار" جزو بااهميتترين عبادتها هستند، لذا
اگر جامعه اسلامي ما كه امروز نياز به كمال و رشد معنوياش بيش از هر
زمان ديگري است، بخواهد به اهداف متعالي انقلابي و اسلامي خود كه همان
"جامعه مهدوي" است دست يابد، بايد اين 2 امر را در صدر رويكردهاي معنوي و
عبادي خود قرار دهد.
حضرت امام موسي كاظم(ع) فرمودند: "افضل العباده بعد المعرفه انتظار
الفرج"؛ بهترين عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشايش است. اين
حديث بيانگر اين نكته بسيار مهم است كه "معرفت و شناخت ذات اقدس الهي" و
"انتظار" جزو بااهميتترين عبادتها بوده و در كنار هم قرار دارند، لذا
اگر جامعه اسلامي ما كه امروز نياز به كمال و رشد معنوياش بيش از هر زمان
ديگري است، بخواهد به اهداف متعالي انقلابي و اسلامي خود كه همان "جامعه
مهدوي" است دست يابد، بايد اين 2 امر را در صدر رويكردهاي معنوي و عبادي
خود قرار دهد. امروز ريشه بسياري از مشكلات و چالشهايي كه در حوزه سياسي و
اقتصادي و بويژه فرهنگي و اجتماعي در جامعه شاهد هستيم را بايد در عدم
توجه جدي به اين 2 موضوع جستوجو كنيم. بسياري از مفاسد اجتماعي، اخلاقي و
اقتصادي كه منشأ تخريب بنيانهاي انساني جامعه است نظير افزايش طلاق،
تجاوز، روابط نامشروع و نامحرم، رشوه، ربا، سرقت، مواد مخدر، بيماريهاي
روحي- رواني و... همگي ريشه در عدم شناخت خدا و عدم ايمان جدي به امام
منتظر(عج) است و اين براي جامعه اسلامي ما كه اكثريت پيروان و دوستداران
پيامبر(ص) و اهل بيت معصوم(ع) هستند به هيچ عنوان شايسته و زيبنده نيست،
لذا هم مردم و هم مسؤولان، بويژه دستاندركاران مذهبي و فرهنگي جامعه بايد
دست در دست هم به ارتقاي روحيه معنوي در قالب حركت به سمت "معرفت الهي" و
"جامعه مهدوي منتظر" گام بردارند. براي رسيدن به جامعه مهدوي منتظر امام
عصر(عج) لازم است در ابتدا جامعه شناخت خود نسبت به پروردگار عالم را
افزايش دهد تا در سايهسار معرفت الهي، درك بيشتر و بهتري از جامعه مهدوي و
ويژگيهاي منتظر حضرت مهدي موعود (عج) داشته باشد. بر اين اساس جامعه
بايد طبق حديث نبوي ابتدا "خودشناسي" كند؛ پيامبراكرم(ص) فرمودند: "من عرف
نفسه، فقد عرف ربه"؛ هركسي خود را شناخت، به تحقيق خدا را شناخته است،
بنابراين تكتك آحاد جامعه ما بايد برنامهاي جدي براي خودشناسي، خداشناسي
و امامشناسي داشته باشد. اين ميسر نخواهد شد، مگر اينكه اولا همه به
اهميت اين موضوع آگاه شوند، ثانيا خود را از نگاه و رويكرد روتين و
"روزمره" به دين و ظاهر آن خارج كرده و عزم جدي بر ورود بر باطن و عمق دين
براي خود ايجاد كنند. علما و بزرگان دين كه هم عالم و هم عامل به احكام
دين و سيره اهل بيت(ع) هستند، براي رسيدن به "خودشناسي"، "امامشناسي" و
"خداشناسي" دستورالعملهاي كاربردي را مطرح كردهاند كه مهمترين آنها
عبارت است از "انجام واجبات"، "ترك محرمات" و در مراحل بعدي "انجام
مستحبات"، "ترك مكروهات" و همزمان با آنها، "مراقبه". انساني كه بتواند در
كنار انجام واجبات از گناهان صغيره و كبيره دست بردارد و خود را تزكيه
كند و در عين حال براي مصون ماندن از وسوسهها و دامهاي شياطين جن و انس،
"مراقبه" را ملكه خود كند (تا مبادا آنچه رشته است را پنبه كند!)، توفيق
انجام مستحبات و ترك مكروهات را نيز پيدا خواهد كرد. در اين راستا علما و
بزرگان اهل معرفت توصيه ميكنند انسان در هفته حداقل يك بار در يك هيات يا
جلسه مذهبي كه سخنراني اخلاقي ميشود حضور يابد يا به يك سخنراني اخلاقي
گوش فرادهد، يا يك كتاب اخلاقي بخواند تا نفس سركش او فرصت طولاني براي
همنوايي با وسوسههاي شيطاني پيدا نكند!
امروز شاهديم ابزارها و
زمينههاي گناه بسيار زياد در جامعه وجود دارد؛ ماهواره، اينترنت،
سيديهاي مستهجن و... در كنار كتابها و جريانهاي نوظهور التقاطي و
عرفانهاي كاذب و دروغين افراد جامعه بويژه جوانان دختر و پسر را آماج
حملات تحريكآلود خود قرار ميدهند و بدون شك تنها راه مقابله با اين
تهاجم و به تعبير رهبر فرزانه انقلاب "شبيخون فرهنگي" اين است كه بايد
معنويت، اخلاق و عرفان ناب شيعي را بسان آب زلال، جرعه جرعه به كام تشنه
جامعه سرازير كرد و آن را به سمت "خودشناسي"، "خداشناسي" و "امامشناسي"
سوق داد. بنابراين وقتي رويكرد جامعه (بويژه جوانان) به سمت مسائل
پيشگفته متمايل شد، فضاي معنوي، جامعه را بيش از پيش فراخواهد گرفت و آن
را به سمت جامعه مهدوي منتظر كه مورد پسند امام زمان(عج) و در نتيجه مورد
رضايت ذات اقدس الهي است سوق خواهد داد و انشاءالله ضمن رفع مشكلات عديده
مادي و معنوي آحاد مردم، زمينهسازي ظهور منجي عالم بشريت حضرت حجت
بنالحسن(عج) را تسريع خواهد كرد.
نويسنده : مصطفي بخشي
منبع : روزنامه وطن امروز
چرا آمریكا به جنگ نرم روی آورده است؟
با
بررسی تحولات نظام جهانی در 2 دهه اخیر و خصوصا با عنایت به وقایع
درسآموز پس از یازدهم سپتامبر، میتوان گفت ایالات متحدهی آمریكا نخواهد
توانست رؤیای نشستن بر اریكه هژمونی و در دست گرفتن رهبری دیگر بازیگران
را از طریق بعد نظامیِ قدرت سخت محقق سازد. به همین خاطر است كه شاهد
هستیم طی سالهای اخیر مقامات آمریكایی در تعاملات خود با دیگر كشورها
توجه بیشتری به "دیپلماسی عمومی" نشان میدهند
در طول تاریخِ روابط بینالملل تا پایان جنگ سرد، كاربرد قدرت نظامی همیشه شیوه غالب و جاافتاده قدرتمندان جهان بود برای اعمال نفوذ و تحمیل ارادهشان بر دیگران. طبعا كشورهایی مانند بریتانیا در قرن نوزدهم و ایالات متحده آمریكا پس از جنگ جهانی دوم كه از این حیث بر همتایان خود برتری داشتند، همواره از بیشترین ظرفیت برای تصاحب جایگاه هژمونی برخوردار بودند.
در دوران جنگ سرد به دلیل سیطره نگرش رئالیستی بر فضای ادبیات روابط بینالملل، صاحبنظران برای مشروع، طبیعی و اجتنابناپذیر جلوه دادن كاربرد قدرت نظامی با هدف تأمین نظم و امنیت، به ارائه توجیهاتی علمی پرداختند. آنان همچنین دستور كار سیاست جهانی را حول محور موضوعات حاد نظامی- امنیتی تنظیم كردند.
فرصت طلایی پس از جنگ سرد
در نتیجه این تغییرات، امروز در دنیایی روزگار میگذرانیم كه پرشتاب به سوی یك فضای چندجانبهگرا با اولویت یافتن نقش اقتصاد در معادلات بازیگران و نیز گذار از امنیت وجودی به امنیت رفاهی سیر میكند. نظامیگری دیگر همچون گذشته مجالی برای عرض اندام ندارد. به عبارت دیگر، در جهان جهانیشدهی كنونی كه شاهد تعمیق روزافزون وابستگی متقابل میان بازیگران كشوری و غیر كشوری در شبكهای پیچیده از اندركنشها با صبغه اقتصادی و تجاری هستیم، محیط جهانی برای هضم ماجراجوییهای نظامی و اعمال قدرت به شیوه جنگ سرد، بسیار تنگ و ضیغ به نظر میرسد. امروزه توزیع منابع قدرت در موضوعات مختلف عمیقاً تغییر كرده و شرایط كنونی به هیچ وجه استفاده صرف از ابزارها و اهرمهای نظامی را در سطح وسیع برنمیتابد.
تحولات شگرف محیط بینالملل تنگنای عجیبی را در طول دههی 1990 برای ایالات متحده ایجاد كرد و این ابرقدرت جهان را دچار نوعی بحران معنا ساخت. پس از نابودی و پایان اتحاد جماهیر شوروی، آمریكا یكهتاز میدان بازی قدرت شد و خواست كه یك نظم نوین تكقطبی را با اتكا بر توان نظامیِ بیهمتای خود بر سیستم جهانی تحمیل كند، ولی بر خلاف میل و انتظار مقامات كاخ سفید، جریان امور جهانی با سرعتی سرسامآور به سوی چندجانبهگرایی، چندقطبی شدن، وابستگی متقابل و فراملیگرایی پیش رفت و مسائل حاد نظامی و امنیتی به نفع موضوعات ملایم اقتصادی و رفاهی از دستور كار سیاست بینالملل خارج شد.
وقتی سایهی سنگین و هراسناك جنگ سرد از فراز جهان رخت بربست، ایالات متحده در مورد شیوه اعمال نفوذ و پیگیری اهداف هژمونیك خود با معضلی جدی مواجه شد؛ در این حالت، قدرت عظیم نظامی و تسلیحاتی كه در درون این كشور انباشته شده بود، مجالی برای بروز و ظهور در عصر جدید پیدا نمیكرد. در حقیقت آمریكا حجم بسیار زیادی از كالایی را در اختیار داشت كه بازارهای جهانی دیگر همچون گذشته خواهان آن نبودند.
با از میان رفتن خطر كمونیسم كه در تمام طول دوران جنگ سرد بهترین دستاویز سیاستمداران آمریكایی برای اتخاذ راهبردهای امنیتی و داغ نگهداشتن تنور رقابتهای تسلیحاتی به حساب میآمد، دیگر آنها توجیه قابل پذیرشی برای استمرار مشی پیشین در یك محیط چندقطبی نداشتند. این دردسر بزرگ در سراسر دههی 1990 سد راه ایالات متحده شد. لذا این ابرقدرت سیطرهطلب باید برای خلاصی از تنگنای پدیدآمده، اقدامی عاجل میكرد و تغییر شگرفی را در روند حركت جهان صورت میداد. فرصت طلایی برای اجرای این پروژه، در طلیعه هزاره سوم و با فروریختن برجهای دوقلوی تجارت جهانی فراهم آمد.
حوادث بیسابقه یازدهم سپتامبر سال 2001، صرف نظر از اینكه حقیقتاً با آگاهی و طرحریزیِ قبلی یا بدون اطلاع رهبران كاخ سفید به وقوع پیوست، بستر فراخی را فراروی آنان گستراند تا با توجیه خطر تروریسم و بنیادگرایی، دوباره و به تأسی از دوران جنگ سرد فضای بینالمللی را امنیتی و نظامی كنند و موضوعاتی را در صدر دستوركار سیاست جهانی قرار دهند كه خود در آنها دست بالا را دارند.
پس از یازدهم سپتامبر همه چیز مهیا شد تا رئیسجمهور بوش و تیم نومحافظهكارانِ جنگسالار همراه وی، دست به اسلحه ببرند و از بعد نظامیِ قدرت سخت برای تحقق اهداف سیطرهطلبانه خود در محیط بینالملل مدد بگیرند. آنها بدون فوت وقت و به تلافی ویرانی دو ساختمان در نیویورك، در اندك زمانی به دو كشور افغانستان و عراق یورش بردند. مهمتر از نفس این حملات، بدعتهای تازهای بود كه مقامات كاخ سفید از رهگذر مبارزه با دشمن نوظهور، یعنی تروریسم، سنگ بنای آن را در جهان جهانیشده میگذاشتند: تلاش برای دوقطبی كردن دوباره نظام جهانی از راه تحمیل آرایش و صفبندی جدیدی كه در یك سوی آن ائتلاف جهانی ضد تروریسم به سركردگی آمریكا و در سوی دیگر با حضور تروریستها و چالشگران امنیت دنیای آزاد با تعریف و ماهیت نامشخص قرار میگرفتند، تلاش برای پیشبرد اهداف هژمونیك از طریق "یكجانبهگرایی" با نادیده انگاشتن نهادهای بینالمللی و خصوصا شورای امنیت سازمان ملل و با بیاعتنایی به رأی و موضع دیگر بازیگران بزرگ و حتی شماری از متحدان اروپایی، همچنین تحمیل برداشتهای خودساختهای از قواعد حقوق بینالملل مانند دكترین "حملهی پیشدستانه" و نیز تلاش برای فریب افكار عمومی جهانی از راه دروغپردازی و بزرگنمایی برخی تهدیدات مانند تسلیحات كشتار جمعی رژیم صدام حسین با هدف مشروع و موجه جلوه دادن اقدامات جنگافروزانه، همگی حكایت از آن داشتند كه ایالات متحده راهبرد میلیتاریسم و اتكا بر اهرمهای نظامی قدرت را برای برونرفت از بحران دههی 1990 و تحقق رؤیای هژمونی در قرن جدیدِ آمریكایی برگزیده است.
اما امروز كه بالغ بر ده سال از حوادث یازدهم سپتامبر میگذرد و میتوان ارزیابی واقعبینانهای از كارنامهی بازیگر ابرقدرت ارائه داد، شاید كمتر كسی باشد كه ایالات متحده را در نیل به خواستههایش از مجرای قدرت نظامی شكستخورده نپندارد. پروژههای افغانستان و عراق علیرغم صرف هزینههای نجومی و میلیاردها دلار بیش از ارقام پیشبینی شده، هیچكدام به سرانجام مورد نظر نرسیده است: افغانستان با هدف مستقیم حذف موجودیت طالبان تسخیر شد. اكنون اما پس از چندین سال، طالبان مجدداً قسمتهای وسیعی از خاك این كشور را تحت نفوذ خود گرفته و ائتلاف آمریكا- ناتو با وجود تلفات روزافزون و كشتار هزاران غیر نظامی افغان، از برقراری حداقلِ نظم و امنیت نیز عاجز مانده است. در عراق نیز هرچند رژیم مستبدّ صدام حسین ساقط شد اما امروزه شرایط امنیتی بهمراتب وخیمتر از دوران حكومت صدام است و حملات تروریستی گاه و بیگاه در عراق، این كشور ویرانشده را به یكی از ناامنترین مناطق خاورمیانه بدل كرده است.
ناكامی ایالات متحده در اقدامات بینالمللی اخیر آنقدر ملموس و عیان بوده كه صاحبنظرانی همچون "جوزف نای" را نیز واداشته كه زبان به اعتراف بگشایند. وی معتقد است: ایالات متحده به تنهایی قادر به شكار سران القاعده كه در گوشه و كنار جهان مخفی شدهاند، نیست. به همین صورت و بدون اتحاد و همكاری كشورهای دیگر نمیتواند در هر جا جنگی راه بیندازد زیرا همكاری و همپیمانی كشورهای دیگر برای برقراری مجدد صلح پس از پیروزی ضروری است. جنگ چهار هفتهای عراق در بهار سال 2003 نمایش خیرهكنندهای بود از قدرت سخت آمریكا كه یك حاكم مستبد را از سلطنت كنار زد اما این پیروزی آسیبپذیری ما را در مقابل تروریسم برطرف نكرد، ضمن اینكه هزینههایی را هم برای قدرت نرم ما در پی داشت.
پس از پایان جنگ عراق، طی یك نظرسنجی كه "مركز تحقیقات پیو" انجام داد، مشخص شد كه میزان مقبولیت آمریكا نزد مردم نسبت به سال قبل به شدت كاهش یافته است. حتی نزد مردم كشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا كه دولتهاشان در جنگ از آمریكا حمایت كرده بودند، چنین پدیدهای مشاهده شد. همچنین جایگاه آمریكا در كشورهای اسلامی از مراكش گرفته تا تركیه و دیگر كشورهای آسیای جنوب غربی نیز افت كرده است. این در حالی است كه ایالات متحده برای تعقیب جریانهای تروریستی و سلاحهای خطرناك نیاز به كمك این كشورها دارد.1
اوضاع جهان امروز دیگر به گونهای نیست كه یك بازیگر، هرقدر هم كه قدرتمند باشد بتواند موجب بروز تغییرات ماهوی پایداری در جریان آن گردد. بسیاری از عرصهها نسبت به گذشته دستخوش دگرگونیهای عمیقی شده است تا جایی كه حتی امور نظامی و جنگی نیز از تبعات این دگرگونیها در امان نمانده و ما اكنون با پدیدههای نوظهوری همچون "خصوصیسازی جنگ" روبهرو هستیم.
پس اگر ایالات متحده تا دیروز با كشورهایی مواجه بود كه ارتشهای كلاسیك و سازمانیافته داشتند و اصول و تاكتیكهای جاافتاده در مسائل نظامی- استراتژیك و نیز قواعد حقوق بینالمللِ جنگ، رفتار آنها را تا حدودی عقلانی و قابل پیشبینی میكرد، امروز درگیر نبرد نامتقارن با بازیگرانی غیر دولتی همچون حزبالله لبنان است. امروزه شیوههای رزم نامنظم و چریكی به راحتی و حتی با بهرهگیری از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی هم مهارشدنی نیست. لذا شاهد هستیم كه در تابستان 2006، ارتش مقتدر و تا دندان مسلح رژیم صهیونیستی علیرغم پشتیبانی همهجانبه آمریكا، پس از 33 روز در مقابل مقاومت جانانه چریكهای حزبالله به زانو درآمد.
چرا قدرت نرم؟
ابرقدرت بلامنازع نظامی جهان لاجرم باید این واقعیت تلخ را بپذیرد كه صحنه كنونی جهانی با صحنه فیلمهای پر از زد و خورد وسترن تفاوتهای فاحشی دارد و بازیگران قادر نیستند به سبك كابویها تگزاسی هر زمان كه بخواهند، دست به اسلحه ببرند.امروزه در بسیاری از موضوعات كلیدی مانند ثبات مالی بینالمللی، قاچاق مواد مخدر یا تغییرات جهانی آب و هوا، قدرت نظامی نمیتواند بهسادگی تولید موفقیت نماید و كاربرد آن در پارهای اوقات ممكن است حتی "ضد مولد " باشد.
بنابراین ما با دو حقیقت متضاد روبهرو هستیم؛ از یك طرف ایالات متحده دارنده بیرقیب عظیمترین حجم قدرت نظامی دنیا است و از سوی دیگر، جهان پساجنگ سرد دیگر همچون گذشته پذیرای نظامیگری در سطوح كلان روابط بینالملل نیست. لذا این مشكل كه ابرقدرت سیطرهطلب نمیتواند چندان به اهرمهای نظامی و تسلیحاتی خود برای نیل به اهداف هژمونیك اتكا كند، نه ناشی از بضاعت و قابلیت كم مضروف كه ناشی از گنجایش اندك ظرف است. در مقام تمثیل، حكایت امروز آمریكا از حیث قدرت نظامی، حكایت شناگر بسیار ماهری است كه در یك استخر بزرگ، اما نیمهخالی قرار دارد. جوزف نای معتقد است پیشرفت علم و فناوری در قرن گذشته بر قدرت نظامی اثر معكوس گذاشته است؛ از یك طرف، آمریكا را به ابرقدرت یكهتاز نظامیِ جهان تبدیل كرده و از طرف دیگر بهتدریج هزینههای اجتماعی و سیاسی حاصل از كاربرد قدرت نظامی را افزایش داده است. سلاحهای هستهای به لحاظ قدرت بازدارندگی قابل پذیرش است اما وحشتزایی و ویرانگری آنها به اثبات رسیده است. این سلاحها برای استفاده در جنگ، بیش از حد پرهزینهاند و از لحاظ نظری نیز نباید از آنها جز در شرایط بسیار وخیم استفاده كرد. ویتنام غیر هستهای بر آمریكای هستهای در جنگ ویتنام فائق آمد. همچنین هستهای بودن انگلستان نتوانست مانع از حملهی آرژانتینِ غیر هستهای به "جزایر فالكلند" شود.3
با بررسی تحولات نظام جهانی در 2 دهه اخیر و خصوصا با عنایت به وقایع درسآموز پس از یازدهم سپتامبر، میتوان گفت ایالات متحدهی آمریكا نخواهد توانست رؤیای نشستن بر اریكه هژمونی و در دست گرفتن رهبری دیگر بازیگران را از طریق بعد نظامیِ قدرت سخت محقق سازد. به همین خاطر است كه شاهد هستیم طی سالهای اخیر مقامات آمریكایی در تعاملات خود با دیگر كشورها توجه بیشتری به "دیپلماسی عمومی" نشان میدهند و با درك شرایط متحول جهانی میكوشند كه منافع خود را حتیالإمكان از رهگذر كاربرد قدرت نرم به دست آورند.
2. Joseph S. Nye, The Paradox of American Power: Why the World’s Only Superpower Can’t Go It Alone, Oxford University Press, 2002,
P. X
أزواجنا و ذریاتنا
در پاسخ فرمودند:
"نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن،دعایی که در کتاب "زادالعماد" مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود،بخواند و در پی آن به سجده رود و تلاش کند حتماً گریه کند؛گرچه مقدار کم،و همین که چشمش را اشک گرفت،حاجتش را از خدا بخواهد؛و این عمل را تا زمانی که حاجتش روا شود،انجام دهد.
آن مرجع بزرگوار،بار دیگر در پاسخ چنین پرسشی فرمودند: "آیه ی <<ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قرة أعین و اجعلنا للمتقین إماما>> (فرقان،۷۴) را فراوان بخوانید."
منابع:
۱- گلباغ لاله ها،سید مصطفی علوی،ص۴۴۳
۲- سالنامه ی شهدای گمنام۱۳۸۹،ص۱۶۸
-------------------------------
حاج آقا ستایشگر فرمودند:" آیت الله میانجی،روزی به من فرمودند: "که در قنوت نماز صبح،این آیه را که در آخر سوره ی فرقان آمده است،بخوان تا خداوند اولاد و فرزندان تو را صالح نماید؛و آن دعا این است: <<ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قرة أعین و اجعلنا للمتقین إماما>>(فرقان،آیه ی ۷۴)" "
منابع:
۱- اسوه ی پارسایان،صادق حسن زاده ،ص۵۳
۲- سالنامه ی شهدای گمنام۱۳۸۹،ص۱۶۶
آگاه باشید ، توهینی دیگر به مقدسات!

همانطور که مشاهده میکنید سه کلمه "الله" ، "محمد" و "اسلام" به وضوح در کف کفشی که در تصاویر میبینید حک شده اند .

لازم بذکر است چنین اقدامی (توهین به اسامی و حتی جملات مقدس اسلامی) بارها پیش از این هم مشاهده شده .
این محصول هم مثل محصولات قبلی با قیمتی پایین تر از قیمت معمول عرضه شده . قیمت این کفشها ۱۵ ریال عربستان (کمتر از ده هزار تومان) میبباشد . مارک این کفش نیز یک مارک امریکایی است (مارک فلای فیت) .
.
نمونه هایی از این دست که درسالهای اخیر مشاهده شده :
جمله ی "بسم الله الرحمن الرحیم" پشت شوار جین . متاسفانه این محصول وارد بازار ایران هم شد :

.
نمون ای دیگر که وضوح جملات روی آن مشخص است :

.
یک مدل کفش نایک با آرم اختصاصی مشابه کلمه "الله" در پشت و کف :


چند مطلب بسيار مهم درباره فيس بوك (حتما بخوانيد)!

**ردگيري كاربران حتي پس ازخروج از فیسبوک**
به گزارش فارس به نقل از زد دی نت، فیس بوک از همان ابتدای راه اندازی توجهی به لزوم حفظ حریم شخصی کاربران نداشته و همیشه در تلاش بوده با جمع آوری اطلاعات مربوط به نحوه استفاده کاربرانش از این سایت به کسب درآمد بپردازد و اطلاعات ارزشمند مربوط به عادات کاربری افراد را جمع آوری و به تناسب مورد استفاده و بهره برداری قرار دهد.
نیک کوبریلوویچ یکی از هکرهای شناخته شده روس بعد از مدتها آزمایش و بررسی فیس بوک به این نتیجه رسیده که کوکیهای ردگیری مربوط به سایت فیس بوک حتی بعد از خروج کاربران از این سایت فعال باقی مانده و پاک نمی شوند.
وظیفه این کوکی ها ردگیری اقدامات کاربر در فضای مجازی است.
بر اساس یافته های این هکر تا زمانی که اطلاعات کاربری فرد در این کوکی ها موجود باشد و کاربر آنها را پاک نکند، فیس بوک می تواند به ردگیری و جاسوسی از افراد ادامه دهد و این مساله ای است که حتی بسیاری از متخصصان امنیتی و کاربران حرفه ای رایانه ها هم از آن اطلاع ندارند.
هکر یاد شده اطلاعات دقیق تری در این زمینه را در وبلاگ خود منتشر کرده است. تاکنون فیس بوک و مدیران آن بارها از سوی کاربران و سازمان های مدافع حقوق مدنی افراد و حتی دولت ها به علت نقض حریم شخصی تحت تعقیب و پیگرد قضایی قرار گرفته است.
وصایای جناب نخودکی
وصایایی از آيت الله شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی)
فرزند ایشان نقل می کند :
ایشان وصایای خویش را به شرح زیر به من فرمودند:
« ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله....
نیست جز تقوی در این ره توشه ای نان و حلوا را بنه در گوشــــه ای
بالتقوی بلغنا ما بلغنا، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:
« انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا »
اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.
بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم.
بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد. بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
اکنون پسرم، ترا به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:
اول: آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری.
دوم: آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست، زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود. »
در این جا عرضه داشتم: پدرجان، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد.
فرمودند:
« چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.
سوم: آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست.
چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیز پیشه خود ساز.
پنجـــم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی. »
در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد، اما ناگهان پدرم چشم خود بگشودند و فرمودند:
« تصور بیهوده مکن، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است. »
بعد از آن فرمودند:
« چون صبحگاه روز یکشنبه کار من پایان یافت، اگر حالت مساعد بود، خودت مرا غسل بده و کفن و دفن مرا مباشرت کن. »
همچنین سفارش کردند که مرحوم دکتر شیخ حسن خان عاملی که طبیب معالجشان بود ایشان را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید. و به مرحوم سید مرتضی روئین تن مدیر روزنامه طوس نیز فرمودند:
« شما هم صبح یکشنبه بیائید و بعد از فوت من یکساعت بالای سر من قرآن بخوانید. »
مرحوم سید ظاهری زننده اما باطنی عجیب داشت .
ماًخذ:کتاب نشان از بی نشانها
نشانه های پنجگانه ظهور چیست؟
در مورد این که ظهور چه موقع خواهد بود و چه نشانههایی دارد نیز از مواردی است که از همان ابتدا مورد توجه و سؤال اصحاب واقع شده است.
این سؤال را ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسیده است، وی میگوید: به آن حضرت عرض کردم: فدایتان شوم! ظهور قائم چه موقع خواهد بود؟
آن جناب فرمودهاند:
«ای ابامحمد! ما خاندان پیامبر (ص) وقت تعیین نمیکنیم، و آن حضرت نیز فرموده است: وقت گذاران دروغگو هستند.
ای ابامحمد! قبل از ظهور قائم پنج علامت و نشانه خواهد بود، اولین آنان ندا در ماه رمضان است، بعد خروج سفیانی، سپس خروج خراسانی دیگری قتل نفس زکیه، و آنگاه فرو رفتن در سرزمین بیداء.
امام صادق (ع) سپس فرمود: ای ابامحمد! قبل از ظهور دو طاعون حتمی است: یکی طاعون سفید و دیگری طاعون قرمز.
گفتم: فدایتان شوم! طاعون سفید چیست و طاعون قرمز کدام است؟
فرمود: طاعون سفید، مرگهای سریع و ناگهانی است و طاعون قرمز، مرگ با شمشیر است. قائم ظهور نمیکند مگر این که به اسم آن حضرت از آسمان ندا داده شود، در شب 23 ماه رمضان و در شب جمعه.
عرض کردم: به چه چیزی ندا میدهند؟
فرمود: به اسم خودش و به اسم پدرش؛ این گونه: آگاه باشید ای اهل دنیا! همانا فلانی پسر فلانی، قائم آل محمد است، حرف او را گوش کنید و اطاعت نمایید. پس هیچ جانداری نیست که خداوند آن را خلق کرده باشد؛ مگر این که آن صدا و ندا را خواهد شنید.
پس آنان که خواب باشند بیدار میشوند و به حیاط خانه میآیند، حتی دختران دوشیزه نیز از پشت پرده بیرون میآیند. به سبب همین صداست که قائم نیز ظهور خواهد کرد. و این صدای جبرئیل است».
نشانههای قبل از ظهور چیست؟
محمدبن مسلم میگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود:
«برای قیام قائم (ع) علامات و نشانههایی است که خداوند آنها را برای مؤمنان قرار داده است.»
عرض کردم: فدایتان شوم! آن علامتها و نشانهها چیست؟
فرمود:
«این که خداوند میفرماید: لنبلوکم یعنی شما را امتحان میکنیم منظور مؤمنان هستند که قبل از قیام امام زمان (ع) به ترس و گرسنگی و کمبود اموال و اولاد و میوهها امتحان میگردند، و فرمود: یعنی شما را به ترس از فلان پادشاهان در آخر حکومتشان و با گرسنگی به جهت گرانی و کمبود اموال به سبب کسادی تجارت و سود کم، امتحان میکنیم، و به نقص در جانها که به علت مرگهای ناگهانی پیش می آید و با کمبود میوهها که به سبب کمی زراعت و عدم برکت رخ میدهد، امتحان میکنیم.
در این هنگام آنان را که بر این مصایب صبر میکنند به تعجیل در فرج مژده بده.
سپس به من فرمود: ای محمد! این تأویل این آیه است که خداوند میفرماید: و تأویل آن را نمیدانند؛ مگر خداوند و آنان که راسخ در علم هستند.»