خرم آن روز کزین خانه ویران بروم
ور چو حافظ نبرم ره ز بیابان بیرون |
همره کوکبه ء آصف دوران بروم |
ور چو حافظ نبرم ره ز بیابان بیرون |
همره کوکبه ء آصف دوران بروم |

این پست جهت معرفی امکانات خیلی آشنایی که در تصویر میبینید هست
اولین تصویر مربوط به چهل حدیث از آقا ستوده ی زمان (عج) هست که از نامه های ایشان استخراج شده است.و در پایین به سایت مذکور لینک داده شده است.
امکان دوم مربوط به فال حافظ هست با این تفاوت که به خاطر در دسترس بودن محتوای سایت پیچک لینک به قسمت فال سایت پیچک داده . درنتیجه فال شما را نشان میدهد.
امکانات دیگر قبلا روی وبلاک بوده است.
موفق و پیروز و سربلند باشید.


غم مخور ایام هجران رو به پایان میرود
این خماری از سر ما می گساران میرود
میلاد نور بر شما دوستداران آن حضرت مبارک باد.
..:: بسم رب المهدی ::..
در اضطراب چه شبها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد
چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسيد
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــراي مـــــردم شـد!
چه قــدر شنبـه و يـک شنبـه و دوشنـبه رسيد
ولي همـيشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه هـا گم شد
چه هفتهها که رسيد و چه هفتهها که گذشت
شمـارشي کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد
و هـفـتـهاي که فـقـط ريـشه در گذشتن داشت
بـراي شعـله کـشيـدن بـه خـويـش هـيـزم شد
نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هيـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـي پـــر از تـلاطـــــم شد !؟
کـــدام جــمـعـه مـــوعـــود ميزنـي لـبـخـنـد
بـه اين جـهـان کـه پـر از قـحطي تبسم شد؟
بــراي آمــدنـت جـــمــعــهاي مـعـــيــن کـــن
کـه هـفتـهها همـهشـان خـالي از تـرنـم شد

با سلام
دوستانی که وی پی ان برای سایتهایی که اشتباها فیلتر شده میخواهند به ایمیل من پیام بدهند.
سرور : آمریکا+سوئیس
سرعت : 512
هزینه ی هر ماه : 2000 تومان+یک صلوات
ایمیل من : mhmodroz@yahoo.com
دوستان برای دریافت یوزر و پسورد به ایمیل بالا پیام بدید.
در این ترفند قصد داریم به معرفی یک روش کاربردی بپردازیم که با بهره گیری از آن میتوانید کانکشن خود را طوری تنظیم کنید که به هیچ گاه اشغال نشود ؛ بدین شکل که به هنگام تماس به خط تلفن شما ، میتوانید از اینترنت خارج شوید و پاسخ تلفن را بدهید. البته برای این کار باید خط شما قابلیت پشت خطی را داشته باشد.
بدین منظور:
1- از منوی Start وارد Control Panel شوید.
2- سپس وارد Network Connections شوید.
3- کانکشنی که با آن به اینترنت وصل میشوید را انتخاب کرده و بر روی آن راست کلیک کنید ، سپس Properties را برگزنید.
4- در پنجره باز شده به تب Advanced بروید.
5- از قسمت پایین ، دکمه Settings را برگزنید.
6- در پنجره جدید باز شده دکمه Edit را بزنید.
7- باز هم در پنجره جدید ، در کادر خالی عبارت Call Waiting را وارد نمایید.
8- در پایان تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شوید.
اکنون در صورتی که در اینترنت باشید و کسی با شما تماس بگیرد ، با پیام Call wating now active روبرو خواهید شد.
لازم به ذکر است که باید برای بهره گیری از این سرویس ، مودم شما از Voice پشتیبانی کند و اینکه سیستم های مخابراتی برخی از مناطق امکان این کار را ندارند. همان طور که ذکر شد خط شما نیز باید قابلیت پشت خطی داشته باشد.
برای شروع سی دی ویندوز xp خود را در درایو قرار داده و تمام فایل های آن را در فولدری بر روی هارد خود کپی کنید. در این مقاله من از ویندوز SP2 استفاده کرده ام و فایل های آن را نیز در فولدری با نام sp2 بر روی هارد کپی کردم.
در مرحله بعد نرم افزار PeBuilder را از اینجا دانلود و آن را Unzip کنید. در فایل های این نرم افزار فایلی با نام bartpe.bmp وجود دارد که این فایل تصویر پس زمینه ویندوز شما خواهد شد، بنابراین اگر می خواهید تصویر دیگری را برای background خود در نظر بگیرید، ابتدا آن را به فرمت Bitmap تبدیل کرده و سپس آن را با نام bartpe.bmp جایگزین فایل قبلی کنید.
به صورت پیشفرض ویندوز ساخته شده taskbar و دکمه ی start را ندارد و برای افزودن آن باید از پلاگینی به نام XPE استفاده کنیم. این پلاگین را نیز از اینجا دانلود و unzip نمایید. قابل ذکر است که پلاگین های زیادی جهت استفاده و افزودن نرم افزار های مختلف به ویندوز وجود دارند. پلاگین هایی از قبیل Anti virus، Firefox، Acrobat reader و بسیاری نرم افرار های دیگر که می توانید برای مشاده آن ها به اینجا و اینجا مراجعه کنید.
برای اعمال پلاگین ها وساخت ویندوز نهایی برنامه PeBuilder را که دانلود کرده اید باز کنید:

در فیلد اول فولدری را که فایل های ویندوز خود را در آن کپی کرده بودید انتخاب کنید(در اینجا فولدر sp2). فیلد های دوم و سوم را نیز تغییری ندهید.
در پایین پنجره بر روی دکمه Plugins کلیک کنید، در پنجره باز شده لیستی از پلاگین هایی که به ویندوز اضافه خواهند شد را مشاهده خواهید کرد. برای افزوردن پلاگین XPE و یا پلاگین های دیگری که دانلود کرده اید، بر روی دکمه Add کلید کرده و فایل یا فایل های مورد نظر را انتخاب نمایید. همچنین به دلیل اضافه کردن پلاگین XPE لازم است که دو پلاگین nu2shell و startup group را غیر فعال کنید، بنابراین آن ها را از لیست انتخاب کرده و روی دکمه Enable/Disable کنید. توجه داشته باشید که در صورت غیر فعال نکردن این دو پلاگین، پلاگین XPE درست عمل نخواهد کرد.
در مرحله آخر با تعیین مسیر ذخیره فایل ISO یا انتخاب گزینه Burn to CD/DVD بر روی گزینه Build کلیک نمایید. همچنین اگر پیامی مبنی بر ساخت فولدری با نام BartPE دریافت کردید، بر روی گزینه Yes کلیک کنید. بعد از رایت شدن ویندوز بر روی سی دی، می توانید آن را به صورتLive و بدون نصب اجرا کنید و از ویندوز خود لذت ببرید.
الهی! ما را پیراستی چنانکه خواستی
الهی! نه خرسندم نه صبور، نه رنجورم نه مهجور
الهی ! تا با تو آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.
بر سه چیز اعتماد مکن، بر دل و بر وقت و بر عمر؛ که دل رنگ گیر است و وقت تغیر پذیرست و عمر همه تقصیر.
توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز اولش سعادت و آخرش شهادت.
مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.
دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید، امروز را غنمیمت دان که دیر نیاید، که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.
اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش، گل باش خار مباش

با سپاس از دوستی که این ایمیل را ارسال کرده است
دکتر
مرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول
طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته
باشد یا نشنیده باشد.
دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه
می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود میانداخت و چون حق ویزیت دکتر 5
ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر
پزشکان آنزمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق
انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده میشد.
محله ما در
مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می کرد که
روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی
است!
با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد.
او گفت:
دخترم،
مردمی که مراجعه می کنند باید از سر نوشابههای تمیز استفاده کنند تا
آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر
نوشابههای تمیز را آخر شب در اطراف مطب میریزم تا مردمی که مراجعه می
کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضیها خجالت میکشند که
چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
خاطراتی از دکتر شیخ
- نقل از يك سبزي فروش
:ابتدا كه دكتر در محله سرشور مطب بازكرده بود و من هنوز ايشان را نمي
شناختم. هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من مي آمد و قيمت سبزيها را يادداشت
مي كرد اما خريد نمي كرد ، پس از چند
روز حوصله ام سر رفت و با كمي پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسي كه هر روز
مي آيي و وقت مرا مي گيري ؟ وي گفت : خير، من دكتر شيخ هستم و قيمت
سبزيجات را براي آن مي پرسم تا ارزانترين آنها را براي بيماران خودم تجويز
كنم .
- از دكتر حسين خديوجم نقل
است :روزي در مطب دكتر بودم و او براي بيمارانش آب پاچه تجويز مي كرد. از
ايشان پرسيدم چرا بجاي سوپ جوجه ، آب پاچه تجويز مي كنيد ؟ ايشان گفتند :
چون براي جبران ضعف بدن بيمار مانند سوپ جوجه موثر است و مهمتر آنكه پاچه
گوسفند ارزان است
.
- روزي در اواخر عمر كه دكتر در بستر بيماري بود و همانجا هم
بيمار مي ديد، يكي از فرزندان وي به ايشان پيشنهاد كرد حداقل ويزيت را 5
تومان كنيد ، دكتر در جواب گفت : عزيزم من يا ديوانه ام يا پيغمبرم ، اگر
ديوانه ام كه با ديوانه كاري نمي توانيد بكنيد و اگر پيغمبرم بيخود مي كنيد
به پيغمبر خدا دستور مي دهيد .
- روزي مردي از دكتر سئوال مي كند:
شما چرا با اين سن و خستگي ناشي از كار از موتور سيكلت استفاده مي كنيد؟
دكتر در جواب مي گويد :منزل مريضهايي كه من به عيادتشان مي روم آنقدر پيچ
در پيچ است و كوچه هاي تنگ دارد كه هيچ ماشيني از آن نمي تواند
عبور كند، بنابراين مجبورم با موتور به عيادتشان بروم .
و آري اين
اوج عزت انساني است ، طوري زندگي كند كه حتي نام خود را هم به فراموشي
بسپارد و بحدي در خدمت مردم و البته براي رضاي خالق غرق باشد و پس از مرگ
احسان و عظمت كارش آشكار گردد. دكتر شيخ بيش از اينكه دكتر باشد معلمي بود
كه اخلاق همراه با مهرباني و صفا را به شاگردان و مريدان مكتبش آموزش داد.
قابل توجه روحانيوني كه براي هر منبر صدها هزار تومان پول درخواست ميكنند. قابل توجه معليمني كه سر كلاس كم كاري مي كنند تا شاگردان خصوصي رو جذب كنند، قابل توجه پزشكاني كه هزينه هاي آنچناني براي ويزيت و جراحي دريافت مي كنند،و.... قابل توجه من و تو كه جامعه را به چنين روزي انداخته ايم و...
اصل داستان به این شکل است که فرض کنید ایمیلی با نام irpcn [at] gmail.com را در سرویس جیمیل ثبت کرده اید، این آدرس، آدرس اصلی ایمیل شما خواهد بود اما آدرسی مثل ir.pcn [at] gmail.com و irp.cn [at] gmail.com نیز آدرس های ایمیل شما هستند. در واقع نکته ی اصلی در کاراکتر نقطه (.) نهفته است. در جیمیل وجود dot در آدرس ایمیل، هیچ تاثیری در خود آدرس ندارد، بنابراین می توانید هر تعداد نقطه که خواستید بین کاراکتر های آدرس ایمیل خود اضافه کنید. یعنی به صورت کلی ایمیل های ارسال شده به آدرسی مثل i.r.p.c.n [at] gmail.com نیز در نهایت به آدرس ایمیل اصلی شما می رسند.

مبعث رسول اکرم (ص) بر شما و دیگر شیعیان آن حضرت مبارک باد.
چی می شد اگه خدا
امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشكر کنیم .
چی می شد اگه خدا
فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم .
چی می شد اگه خدا
امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم .
چی می شد که دیگه
شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شكر نکردیم .
چی می شد اگه خدا
عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم .
چی می شد اگه خدا
در خانه اش را می بست چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم .
چی می شد اگه خدا
امروز به حرف هامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم
چی می شد اگه خدا
خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون به یادش نبودیم
چی می شد اگه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: ((پدر و مادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.))
پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ((ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.))
پسر ادامه داد : ((ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید؛ او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم اجازه دهید او با ما زندگی کند.))
پدرش گفت: ((ما متاسفیم که این مشکل برای دوست تو به وجود آمده است. ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.))
پسر گفت: ((نه؛ من می خواهم که او در خانه ما زندگی کند.)) آنها در جواب گفتند: ((نه؛ فردی با این شرایط مو جب دردسر ما خواهد بود.ما فقط مسئوول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.))
در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.
چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند.
پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند.
با دیدن جسد؛ قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد.
پسر آنها یک دست و پا نداشت
.
.
.
.
.
.