چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

***

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

***

خلیل آتشین سخن;تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

***

برای ما که خسته ایم نه;ولی

برای عده ای چه خوب شد نیامدی

***

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح; ظهر; نه غروب شد نیامدی