داستان
روزی یک دانشمند(که نمیدونم اسمش چی بود )یک دستگاه شبانه روز اختراع کرد و منتظر موند تا دوستش که هیچ خدایی نداشت و خدا رو قبول نداش،بیاد.وقتی اون دوستش اومد از دانشمند پرسید:این وسیله ی جالب رو کی اختراع کرده؟
اون دانشمند در حالی که سرش تو کار خودش بود،گفت:هیپکس اختراع نکرده.خودش بوجود اومده.
اون دوستش با تعجب پرسید:اِ.آخه چطور ممکنه این وسیله ی پیچیده و جالب رو هیچکس اختراع نکرده باشه که نمیشه؟
بعد اون دانشمند گفت:آهان.پس تو چطور میگی که این دنیای زیبا و پیچیده هیچ خالقی نداره و خدایی نداره؟
اون شخص فهمید وقتی چیزی به سادگی اون دستگاه (نسبت به زیبایی و پیچیدگی دنیا)مخترعی داره پس ممکن نیست که دنیا خالقی نداشته باشه.
پس من مطمئنم این دنیا خالقی داره که خود اون بر این دنیا نظارت داره.
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:31 توسط محمد حسین
|