کار بهتر است یا گدایی؟

 

روزی گدایی از پیامبر کمک خواست. پیامبر فرمود:(( واقعا می خواهی کمکت کنم؟))

 

گفت:((بله.))

 

پیامبر (ص) پرسید:((در خانه ات چه داری؟))

 

مرد فقیر گفت:((یک ظرف برای آب و غذا و یک قطعه چارچه که حوله و لحاف من است.))

 

پیامبر فرمود تا وسایل را نزدش بیاورند.آنگاه آن ها را به یارانش نشان داد و گفت:((آیا

 

کسی هست که این هارا از من بخرد؟)) یک نفر گفت:(( اگر چه کهنه و بی ارزشند ;اما چون

 

شما فروشنده اید ,من آنهارا به دو درهم می خرم.)) پیامبر (ص) به مرد فقیر گفت:((با یک

 

 درهم غذا بخر تا گرسنه نباشی و با یک درهم دیگر طناب بخر و به صحرا برو;چوب هیزم

 

جمع کن و بیار در بازار بفروش تا خدا به کارت برکت دهد.))

 

مرد فقیر به ناچاری پول هارا گرفت و قول داد تا طناب بخرد و هیزم جمع کند و بفروشد .

 

سپس خداحافظی کرد و رفت. دو هفته بعد چیامبر او را دید و احوالش را پرسید. مرد با

 

خوشحالی گفت:((از آن روز تا به حال علاوه بر خرج خانه 15 دینار هم پس انداز کرده ام!))

 

پیامبر دستی بر شانه اش زد و فرمود:((حالا خودت بگو این کار بهتر است یا گدایی؟!))