5 خاطره از استاد قرائتی

به ياد دارم يك جمله را دو شخصيّت به من سفارش كردند: يكى آية اللّه حاج آقا مرتضى حائرى قدّس سرّه و ديگرى آية اللّه شهيد دكتر بهشتى ، آنان فرمودند: قرائتى ! نگو من معلّم بچه ها هستم سست و آبكى صحبت كنى ، روان بگو ولى سست گويى نكن ! به شكلى اين نسل را بساز و براى آنها سخن بگو كه اگر ديگران آمدند بتوانند بقيه راه را ادامه دهند و آنها را بسازند.
قرآن مى فرمايد: ((و قولوا قولاً سديداً))(4) محكم و با استدلال سخن بگوئيد.
زيبايى معارف اهل بيت
در يكى از سخنرانى هايم در خارج از كشور، فرازى از دعاى ابوحمزه را تحت عنوان ((عوامل سقوط جامعه )) توضيح مى دادم . بعد از جلسه دكترى آمد و خيلى تعريف كرده و گفت : من خيلى لذّت بردم وخوشحال هستم . دليلش را پرسيدم ؟ گفت : براى من بسيار تعجّب آور و شگفت انگيز است كه امام سجاد عليه السلام در يك سطر و جمله دعا، عوامل سقوط جامعه را بر شمرده است ، آنجا كه مى فرمايد: ((الّلهم انّى اعوذبك من الكسل و الفشل و الهّم و الجبن و...))
خوابم نماينده امام نيست !
تا دير وقت در جايى مهمان بودم ، موقع خوابيدن به صاحبخانه گفتم : موقع نماز صبح مرا بيدار كن . گفت : عجب شما كه نماينده امام هستى ، گفتم : آقا! خودم نماينده امام هستم ، ولى خوابم كه نماينده امام نيست !
تخته سياه سياسى
خاطرم هست كه امام قدّس سرّه به من فرمود: اين هم يك سياستى است كه يك عدّه جوان و نوجوان را پاى تخته سياه مى نشانى وبعد به هر كس هر چه مى خواهى مى گويى .
چه كسى را انتخاب كنيم ؟
انتخاباتى در پيش بود واز من براى مصاحبه مستقيم تلويزيونى دعوت كردند. فكر كردم چى بگويم ، ديدم روز راءى گيرى مصادف با 13 رجب روز تولّد اميرالمؤ منين عليه السلام است . لذا خطاب به مردم گفتم :
خداوند از صندوق كعبه على عليه السلام را بيرون آورد، شما از صندوق انتخابات در حكومت اسلامى و الهى چه كسى را بيرون خواهى آورد و او چقدر به على عليه السلام و اخلاق و افكارش شباهت دارد. بعد اين شعر را خواندم :
اين خانه را بايد خدا در اصل معمارى كند
آدم بنايش بر نهد جبرئيل هم يارى كند
آيد خليل اللّه در او يك چند حجارى كند
او را اولوالعزمى دگر منقوش و گچكارى كند
اينسان خدا از خانه اش چندى نگهدارى كند
يادم هست خيلى گُل كرد وتلفن زيادى زدند و تشكّر كردند.
تا ساعتى از دوستى يك ميهماندارى كند